محـــــــــــرم

فدای صداقت اون بی ســوادی که وقتی ازش پرســـیدند عشــق چند حرفه؟

گفت:چــهار حرفــه!

همه بهــش خندیدن اما زیر لب زمزمه میکرد:

حســــین...

دریا باش

کفش کودک را دریا برد

کودک روی ساحل نوشت دریای دزد...

آن طرفتر مردی که صید خوبی داشت نوشت دریای سخاوتمند

و دریا آرام گفت :از قضاوت دیگران نهراس اگر می خواهی دریا باشی...